سلام تنها بهونه برای زندگی....
نمیدونی امروز چقدر ناراحتم انقدر غم هام زیادن که قابل وصف نیستند
امروز از پیشم رفتی و معلوم نیست کی ببینمت 3 ماه یا 4 ماه دیگه خیـــــــــــــــــــــــــــــلی ناراحتم
از صبح که بیدار شدم و اس ام استو دیدم"سلام صبح بخیر،خداحافظ"دلم یه دفه ریخت پایین حس کردم همه وجودم از پیشم رفت
چه بد هرچقدرم پیشم میموندی بازم به قول خودت راه رفتنی رو باید رفت دیگه نمیشد کاریش کرد
مهربونم این چند روزه که پیشم بودی بهترین لحظات عمرم رو سپری کردم
بهترین دوران از این زندگی بیست و چند سالم الان فرسنگ ها ازم دوری تنها چیزی که برام موند این وبلاگ و حرف های نگفته من با تو
که البته هیچ وقت این حرفا رو نمیخونی نمیدونم چرا جرات اینو ندارم که بهت بگم عشقم دارم اینجا از غم نبودت از عشقت مینویسم چی میشد اگه اون چشای قشنگت رو مینداختی روی نوشته هام بگذریم
دیروز یه همچین ساعتی کنارم بودی،دستات تو دستام بود واییییی چقدر لذت بخش بود
وقتی انگشترت رو تو دستام کردی و گفتی همینجوری قبوله؟؟
تو مال منی به هیچ قیمتی هم از دستت نمیدم به خودتم گفتم بهت ایمان کامل دارم اما خوب ته دلم میلرزه ولی من میدونم که تو مال منی مگه نه عشقم؟؟بازم بگذریم
بازم انتظار شروع شد امیدوارم ته همه این انتظارا که انقدر تلخه برام شیرین بشه 
حواست هست منم اینجا دارم از عشقت میمیرم؟؟
نفسم عاشقانه دوستت دارم
حواست هست منم اینجا
حواست هست داغونمهنوز تو فکر اون هستی
حواست پرته میدونم
هنوز درگیره احساسی
که رد کرده ازت عشقت
من اینجا ارزوم اینه
به من خیره بشه چشمت
دل بکن از عشقت
من بی تو میمیرم
دستاشو خالی کن
دستاتو میگیرم
اونی که ویرونه
بی تو منم یا اون
از قلب اون رد شو
قلب منو نشکون
به من گفتی دوسش داری
خیال می کردی ارومم
با این حال من دوست دارم
حواست پرته میدونم
دل بکن از عشقت
من بی تو میمیرم
دستاشو خالی کن
دستاتو میگیرم
اونی که ویرونه
بی تو منم یا اون
از قلب اون رد شو
قلب منو نشکون
به من گفتی دوسش داری
خیال می کردی ارومم
با این حال من دوست دارم
حواست پرته میدونم
برچسب:
نویسنده: salma
دلم سوخت واسه احساسی که پای تو هدر کردم
دلم سوخت که تو بودی و اما با تنهایی سرکردم
دلم سوخت واسه قلبی که عاشقونه دست تو دادم
واسه عمری که سوزوندیش ولی باز نرفتی ازیادم
دلم سوخت دلم سوخت
ای دل دیگه تنها باش و بسوز
دیگه چشمو به در ندوز
آخه اون دیگه پیشت نمیاد
رفتش دیگه فکر چشاش نباش
دنبال خنده هاش نباش
اون دلش دیگه تو رو نمی خواد
توی خواب و خیالم هنو دستاتو می گیرم
می دونم که نمیای ولی من برات می میرم
همه احساس و قلبم تو دستای تو گیره
می خوام رها شم از تو عشقت از دلم نمیره
عشقت از دلم نمیره
دلم سوخت واسه قلبی که عاشقونه دست تو دادم
واسه عمری که سوزوندیش ولی باز نرفتی ازیادم
دلم سوخت دلم سوخت
ای دل دیگه تنها باش و بسوز
دیگه چشمو به در ندوز
آخه اون دیگه پیشت نمیاد
رفتش دیگه فکر چشاش نباش
دنبال خنده هاش نباش
اون دلش دیگه تو رو نمی خواد
ای دل دیدی تنهات گذاشت و رفت
توی غمهات گذاشت و رفت
آره دوست نداشت و رفت
رفتش اما عکساش کنارمه
فقط تنهایی یارمه
ببین توی صدام غمه
برچسب:
نویسنده: salma
دیگه موندم چی بنویسم از دیشب تا حالا داغونم به احمق بودن خودم تاسف میخورم واقعا من چرا این همه فاصله مون رو ندیده بودم؟؟اصلا چرا گذاشتم بهم نزدیک بشی؟از دیشب یه بغض لعنتی تو گلومه که موندم چیکارش کنم خسته ام کرده بدجورم خسته ام کرده مدام حرفت دور سرم میپیچه یه بنده خدایی نفرینم کرد به عذاب نفرینش دچار شدم امشب چطوری تو صورتت نگاه کنم تو که دوستم نداشتی چرا با احساساتم بازی کردی؟بگذریم داغون ت از این حرفام ک بخوام باهات چونه بزنم و دلیل ازت بخوام
من محکومم به تحمل کردن محکومم به حرف نزدن و محکوم به بی احساس بودن اخه خدایا چرا من؟؟تنها همدمم همین وبلاگه که گاهی اوقات توش مینویسم اخه یکی نیست به من خر بگه تو رو چه به عاشق شدن با یه حرف کاخ ارزوهام ریخت پایین هرچی که ساخته بودم خرد شد چرا به این فکر نکرده بودم که ما یک سال با هم تفاوت سنی داریم و این از نظر تو خیییییییییییییییلی بده
دوست داشتن من با دوست داشتن تو زمین تا اسمون فرقشه ما خیلی باهم فرق داریم ولی میدنی بازم هروقت زنگ موبایلمو میشنوم تو دلم میگم کاش خودش باشه و این یعنی اخر خریت ادمی نیستم که سریع خودمو ببازم اما خودمو درست میکنم تو دیگه داداش منی باید یاد بگیرم چطوری تو رو دو دستی تقدیم یه نفر دیگه بکنم
داداشی داغونم کجایی که اشکامو ببینی از دیشب اشکامو مخفی کردم که مبادا کسی ببینه و به راز دلم پی ببره نمیخوام کسی بفهمه که با تو بودن برام ارزو ست بگذریم موندم دیگه چی بنویسم اصلا نمیدونم دارم چی میگم فقط دلم میخواد بنویسم
ولی هرچی هم که باشی داداش یا هرچی بازم برات مینویسم اخه من که جز تو کسیو ندارم
دوست دارم به یه جای بزرگ یا صدای بلند فقط اشک بریزم جایی که هیچ کس صدامو نشنوه تا حالا انقدر حس نکرده بودم که تنهام
تنهایی بد دردیه....اهای کسی که نفرینم کردی و گفتی ایشالله عاشق بشی اما اون دوستت نداشته باشه کجایی که اشک هامو ببینی کجایی که ببینی نفرینت منو گرفت
اشکام نمیذاره چیزی بنویسم
تا بعد
![]()
برچسب:
نویسنده: salma

خوبی فدات شم؟اخ اصلا حواسم نبود تو که اینجا رو نمیخونی اینجا فقط برای دل خودمه و تو حتی از وجودش خبر نداری
دیروز برام یه روز عالی ساختی
شمارش معکوس برای دیدنت تمام شده بود و من غرق شادی بودم
وای نمیدونی چه حسی داشتم از شب قبلش کلی استرس داشتم
انگار دفه اوله که میخوام ببینمت انگار نه انگار که ما سالهاست همو میشناسیم 
وقتی ازم خواستی که دیروز همو ببینیم خیلی خوشحال شدم
تا اونجایی که تونستم به خودم ارامش دادم دیروز هر یک دقیقه ای که منتظرت میشدم برام به اندازه یه سال میگذشت
انقدر برای دیدنت بی تاب بودم که زودتر از تو رسیدم وقتی از دور دیدمت نتونستم بهت نگاه کنم
از خوشحالی نمیتونستم رو پام وایستم اگه بدونی اون لحظه چه حسی داشتم
دستاتو که تو دستام فشردم دیگه خیالم راحت شد به خودم گفتم خانم کوچولو انتظارت تموم شد انتظار 90 روزه ی عشقت به پایان رسید
از نگاه کردن به چشمات سیر نمیشدم اخه میدونی همه ی دنیامو تو چشمات میدیدم
تو هم که همش در حال اذیت کردن من بودی پسمل بد
دورت بگردم که هم اذیت میکنی هم قربوت صدقه ام میری وقتی تو چشمام نگاه میکری و میگفتی عاشقمی اون لحظه دیگه هیچی از دنیا نمیخواستم فقط تو باشی و منبرای همیشه
ای کاش روزهای خوب هیچ وقت تموم نشه،ای کاش پیشم میموندی و نمیرفتی
....من دیروز کاملا معنی ای کـــــــــــــــــاش رو فهمیدم
ازت نپرسیدم چند وقت میمونی چون همش به این فکر میکنم که زود ازم دور میشی دوست ندارم این روزهای خوش با هم بودنمون خراب بشه
مهربونم دیروز یه عالمه بهت گفتم دوستت دارم اگه نمیگفتم همش رو دلم میموند اینجا هم داد میزنم که دوستت دارم
اغوش گرمت
بوسه های دلنشینت
دستای پر از ارامشت
همه و همه برام یه دنیایی از لذت بود که هیچ جای دنیا و هیچ وقت تجربه اش نکرده بودم 
مهربونم:مرسی از اینکه دیروز رو با وجودت بهترین کردی
امروز صبح که از خواب بیدار شدم گوشیمو که نگاه کردم اس ام استو دیدم"سلام صبح بخیر عشقم"با انرژی کامل از خواب بیدار شدم
بمیرم برات حوصله ات سر رفته کاش میشد که پیشت باشم اما امشب...وای چقدر سخته جلو همه تظاهر کنی اخه من چیکار کنم که دوستت دارم
اما جلو بقیه باید عادی باشم تا کسی شک نکنه با این حال همین که میبینمت برام یه دنیا ارزش داره
هر اتفاقی امشب افتاد رو میام مینویسم هرچقدر هم که برات بنویسم بازم حرفی برای نوشتن دارم اخه همه وجودم از عشقت پر شده نفسم
عاشقانه دوستت دارم

برچسب:
نویسنده: salma
تو کیـــــــــــستی؟؟
صدای نَفس هایِ شَهوت وارت نَفَسَم را بنَد اورده 
به خیالت من همان روسپی سر خیابان هستم که به هر قیمتی بدنش را میفروشد؟؟
نمیشنامت...
نگاه هایت برایم گنگ و نا مفهوم هستند 
عشقم را به بازی گرفتی و به چشم هوس به آن نِگاه کردی 
زن که باشی ....
احساست را به بازی میگیرند و عشقت را هوس خطاب میکنند، تک تک حرف هایت دور مغزم میچرخند
به راستی این عشق بود یا هوس؟؟
خودم هم نمیدانم 
وجودم گم شده ...برای پیدا کردن تلاشی نمیکنم چرا که انگیزه ای ندارم
تو کیستی؟؟
تویی که عشق را به بازی گرفته ای
احساس را لگد مال کردی
خرد شدن تک تک استخوان های احساسم را حس میکنم چه ناجوانمردانه گزینه هوس را برگزیدی
نگاه های شهوت بارت به بدنم ازارم میدهد 
من با این نگاه ها بیگنه ام
کاش انشای بچگی موضوعش این بود:عشق بهتر است یا شهوت
عشقم را به فراموشی میسپارم اما روحم را در دستان مردانه ات که زمانی در دستانم میگرفتم و برایم سر چشمه ارامش بود قرار نمیدم
تو کیستی که من این گونه با تو بیگانه ام و نمیفهممت
صبح نزدیک است و من هنوز گنگ و بی هدف برایت مینویسم
وجودت برایم نا اشناست به امید انکه تمام اینها رویا باشد

برچسب:
نویسنده: salma

با اینکه میدونم هیچ وقت این وب رو نمیخونی ولی بازم دارم برات مینویسم
بعضی حرفها رو نمیشه به هیچ کس زد حتی به مامانم که انقد بهم نزدیکیم بعضی حرفا باید یه جایی مکتوب بشن تا همیشه یادت بیارن که چه عشق قشنگی رو داشتی
بی انصاف این حرفا چی بود دیشب میزدی حتی نمیخوام به از دست دادنت فک کنم
به این فکر کنم که اگه مال کس دیگه بشی من چیکار کنم واییییی اصلا تصورشم مزخرفه بگذریم
انقدر خوشحالم که نمیخوام با این حرفا خوشحالیم رو خراب کنم
حس بودنت خیلی خوبه حس داشتنت حس اینکه کنارمی ولی خب ازم دوری اونم 400 کیلومتر
خیلی دارم سعی میکنم بیام پیشت کاش بشه هرچی خدا بخواد من همیشه همه چیز رو به خدا میسپارم
خودش همیشه بهترین رو برام خواسته گرچه کمی دیر اما منو به هدفم رسونده حالا هرچی قسمت باشه خدا جون حواست که به این ور هست؟؟؟
نمیدونم چی شد که انقدر برام دوست داشتنی شدی انقدر دوریت برام سخت و عذاب اور شد واقعا نمیدونم با این حال دیگه بیخیال غرور شدم و هیچی برام مهم نیست فقط تو مهمی خود خودت
از صبح تا حالا منتظر یه زنگ یا یه اس ام اس هستم اما خب شاید خوابی اشکال نداره فدات بشم من منتظر میمونم مثل همون دو ماهی که ازم دور بودی و تازه اون موقع فهمیدم چقدر دوستت دارم
میدونم چقدر سختی کشیدی و نمیتونی به هیچ کس اعتماد کنی امـــــــــــــــــــــا من انقدر به پات عشق میریزم که گذشته ات رو فراموش کنی
کسی که همیشه منتظرته:خانم کوچولو
دوستت دارم فارغ از داشتنت

برچسب:
نویسنده: salma
گاهی که دلم…
به اندازه ی تمام غروبها می گیرد…
چشمهایم را فراموش می کنم…
اما دریغ که گریه ی دستانم نیز مرا به تو نمی رساند…
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس…
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست…
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد…
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند…
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست…
از دل هر کوه کوره راهی می گذرد…
و هر اقیانوس به ساحلی می رسد…
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد…
از چهار فصل دست کم یکی که بهار است…


برچسب:
نویسنده: salma
سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است
گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی
و گاهی
آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .
برچسب:
نویسنده: salma

برچسب:
نویسنده: salma

برچسب:
نویسنده: salma

برچسب:
نویسنده: salma
زودتر میروم چون دیگه نمیخوام کسی از دستم ناراحت بشه یا دوس ندارم کسی را اذیت کنم امیدوارمممممممممممممممممممممم خوشبخت بشیییی.........الهییییییییییییییییییییییییییییییییییییی...راستیییییییی داداشتو فراموش نکنی هاااا یادت باشه یه داداشی هم تو شیراز داری.اگه خبری شد به منم بگوووچون منم شیرینی میخوام اونم شیرینی عروسی ابجیم خیلی خشمزه هست من الان... مزه اون شیرینی رفته کر دندونم.....خب زیادی حرف زدم ببخش ؟ببخش که سرت را درد اوردم واقعااااااااااااااااببخش تک فرشــــــــــــــــــــــــته آسمانی
برچسب:
نویسنده: salma
برای سلامتی تنهاااااااااااااااآبجی
خودم همگیییییی با هم یه صلوات محمدی
.............................................
لًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__ بفرستید
برچسب:
نویسنده: salma
سلاااااااااااااااااام خوبین وای نمیدونین چقدر خوشحالم ابجی هایییییییییی خودم وای نمیدونم چی بگم از خوشحالی گریه ام گرفته شما کجا بودین میدونین چند وقته دارم دنبالتون میگردم اون جایی که دیگه نیست نگشتم همه جا را دنبال شما گشتم بخدا رمزم را گم کردم و هر جا وبلاگتون چت سپهر فا و غیره همه جا را رفتم ولی نبودید ........بگذریم حالتون که خوبه خداراشکر سلام منو به همگی خانواده گرامیتان برسان...ولی ازت قهرم تو سر قولت نبودی قهرم باید خیلی ازم معذرت بخوای تا ببخشمت .خودانی.......هههههه شوخی میکنم شما سرور مایی زود باش ادرس بده ببینم زود زود خب من منتظرم خدا کنه که بیای اینا را که نوشتم بخونی خب خدانگهدار

برچسب:
نویسنده: salma
سلام سلام ابجی اسمان خوبی واییییییییییی چقدر خوشحالم کجایی تو میدونی چقدر دنبالت گشتم کجایی وایییییییییییییی خدای من میدونی چقدر دنبالت گشتم چرا وبلاگ تو و فرشته قطعه من رمز وبلاگ خودم هم یادم رفته واسم نظر بزار وایییییییییییییییییییی خدای من شکرت خیلی خوشحال شدم ........زود باش زود باش آدرس بده دلم تنگ شده وای همه جا رفتم

برچسب:
نویسنده: salma